یادی از بدیع زمانه، فروزانفر میراث مولانا

به شهادت شاگردان و کسانی که به نحوی با بدیع الزمان فروزانفر و در زندگی پربار علمی او، در ارتباط و محشور بوده اند، اگر کلمات قصار، خاطرات، لطیفه ها، نکته سنجی ها و شوخی هایی که از وی در خاطر مشتاقانش باقی مانده گرد می آمد، بدون مبالغه، مجموعه ای می شد پرحجم، شیرین و آموزنده، خاطراتی که هریک نشان دهنده هوش، استعداد و نکته سنجی این بدیع زمانه بود.

اطلاعات :

حسن قادری
به شهادت شاگردان و کسانی که به نحوی با بدیع الزمان فروزانفر و در زندگی پربار علمی او، در ارتباط و محشور بوده اند، اگر کلمات قصار، خاطرات، لطیفه ها، نکته سنجی ها و شوخی هایی که از وی در خاطر مشتاقانش باقی مانده گرد می آمد، بدون مبالغه، مجموعه ای می شد پرحجم، شیرین و آموزنده، خاطراتی که هریک نشان دهنده هوش، استعداد و نکته سنجی این بدیع زمانه بود. بدیع زمانه ای که در ربیع الاول سال 1280شمسی خداوند تبارک و تعالی به مرحوم آقا شیخ علی احمدی »از اعقاب ملامحمد تونی، گویا نوه مرحوم ملاعبدا… تونی مشهور ـ م 1071 ق« به عنوان ششمین فرزند که سومین پسرش بود عطا فرمود.
آقا شیخ علی پسر را عبدالجلیل نام نهاد، بعدها که ثبت احوال الزامی شد، عبدالجلیل، بدیع الزمان را به عنوان اسم اول و فروزانفر را به عنوان نام خانوادگی خود انتخاب و ثبت کرد، اعطای لقب بدیع الزمان را به او، برخی به مرحوم ادیب نیشابوری و برخی به مرحوم قوام السلطنه والی وقت خراسان نسبت می دهند.
جد و پدر فروزانفر مرجع روحانی و عالم متشخص بشرویه و توابع بوده اند و ظاهراً حاکم شرع آن حدود شناخته می شدند، آنچه از اجداد، همچنین برادران فروزانفر حکایت می کنند حاکی از این نکته می باشد که همه قبیله وی عالمان دینی و از افاضل بوده اند.
فروزانفر مقدمات را در همان بشرویه نزد پدر و برادر بزرگتر خود مرحوم ناصر قولی آموخت و پیشتر در طفولیت قرآن را نیز از بر کرده بود و ظاهراً در حدود شانزده ـ هفده سالگی در حالی که معمم بود به مشهد مشرف می شود و به حلقه شاگردان ادیب نیشابوری »م1304ش« می پیوندد.
حوزه درس ادیب نیشابوری در آن روزگار بزرگ ترین مرکز ادبی خراسان و شاید هم سراسر ایران بوده است و از همان حلقه درس او بود که استادانی چون ملک الشعرای بهار، سیداحمد خراسانی، مدرس رضوی، ادیب نیشابوری دوم »محمدتقی «، دکتر علی اکبر فیاض، استاد محمد پروین گنابادی، ادیب طولی و دهها استاد و ادیب که جملگی از اساتید طراز اول نسل قبل اند به ظهور رسیدند.
وی به موازات حضور در درس ادیب، از دروس مدرسین عالی مقام سطح آن ایام مشهد نیز تلمذ داشته است تا اینکه در سال 1302 شمسی در حالی که همواره از اینکه چرا نتوانسته است از محضر مرحوم ثقه المحدثین حاج شیخ عباس قمی، مرحوم آقاحسین نجم آبادی فقیه اصولی و مرحوم آقامیرزا طاهر تنکابنی حکیم و متکلم معروف آنچنان که باید فیض ببرد حسرت و افسوس می خورد به تهران آمد.
آنچه در هنگام آمدنش به تهران وی را زبانزد خاص و عام کرده بود شعر و سخنوری بود. چرا که فروزانفر در حلقه درس ادیب نیشابوری که مرکز تجمع همه ذوق ها و استعدادهای ممتاز آن روز خراسان و ایران بود هم سرآمد جمله همدرسان خویش چه در شاعری و چه در آگاهی از ادبیات فارسی و عربی بود. این خصال و استعدادهای ذاتی و فضایل و کمالات اکتسابی بود که وی را نه مغبوط بلکه محسود همگنان ساخت تا جایی که برخی زیرکی و تیزهوشی و حزم و احتیاط فوق العاده او و اینکه در سراپای وجودش هنری نیست که نیست را به چشم عداوت می نگریستند و گاه این عیب جویی را تا بدانجا می رسانیدند که در صحت و قداست مبانی اعتقادی وی نیز تشکیک و تردید می کردند و حتی گاهی وی را دهری و بابی و… می خواندند. و این درحالی بود که جامعیت فروزانفر بر فنون مختلف ادب و تبحر غیرقابل رقابت و غیرقابل انکار او را در ادب محض و عربیت و تاریخ شعرا و احاطه عجیب او بر مبانی و مسائل عرفان و تصوف و ذوق خداداد شگفت انگیز او در استنباط لطائف و ظرائف اشعار شاعران بزرگ دو زبان و تسلط شگرفش بر نقد شعر و نثر را هیچ یک از هم طرازان دانشگاهی و غیردانشگاهی او دارا نبودند و در یک جمله سراسر تاریخ ادب فارسی و تاریخ ایران دوره اسلامی و تمام قلمرو عرفان ایرانی، میدان اطلاع عمیق و شگفت آور او بود.
حضور ذهن شگفت آور و تسخیرکننده فروزانفر ازجمله خصوصیات بارزی است که همگان بر آن صحه می گذارند. وی چنان حافظه قوی ای داشت که با یکبار خواندن آنچه را می پسندید و برمی گزید، به خاطر می سپرد و از یاد نمی برد. نقل است قصیده معروف برده را که حدود 160 بیت است، فروزانفر در سنین جوانی حفظ کرده بود و در سال های بسیار دور از آن روزگار هنگامی که یکی از همراهان سفر حج، با دیدن بیتی از آن قصیده، از مرحوم فروزانفر ترجمه می خواهد، استاد بیست، سی بیت از قسمتی که مربوط به مدح حضرت رسول اکرم»ص« است را با آن نحوه شعرخوانی مطنطن و شیوای مخصوص خودش با رعایت موقف و مقام در جایی که برخی از سران عربستان هم حضور داشتند می خواند و ایرانیان را از ذکاوت و حافظه خویش قرین سرور و مباهات و سعودی ها و ملکشان را مبهوت و مات می نماید.
در جلسات درس مکرر از او می شنیدند که این مطلب را از فلان کتاب یا فلان صفحه از فلان چاپ نقل می کند و دانشجویان با زیرکی و کنجکاوی گاه از این نکته ها یادداشت برمی داشتند و به همان مأخذ و همان صفحه مراجعه کرده و مطلب را در همان جایی که استاد بدان اشاره کرده بود می یافتند و این امر به حدی بود که در مراحل نخست آشنایی و اولین دیدارها برخی افراد تصور می کردند که فروزانفر قبلاً در نهان هدیه ای یا رشوه ای به شخص پرسنده داده و از او خواسته است که در فلان مجلس یا کلاس این سؤال را مطرح کند و خود از قبل پاسخ آن را آماده کرده است.
مرحوم فروزانفر همواره می گفت یک استاد ادبیات باید آن اندازه شعر و حتی پاره ای از متون نثر را به خاطر داشته باشد که در جلسات درس ناگزیر به از روخوانی نشود و خود نیز هنگام تدریس هیچ گاه نیازی به یادداشت نداشت و همواره شواهد مکرر و مفصل شعری فارسی و عربی بلکه پاره ای از متون نثر را نیز از لوح حافظه می خواند. جای آن دارد که خاطره ای لطیف از دکتر محمدامین ریاحی در این زمینه نقل کنیم:
مرحوم فروزانفر سفری به آذربایجان داشته اند در یکی از این روزها مدیرکل دادگستری های آذربایجان به زیارت ایشان آمد و گفت در مراغه سنگ گور اوحدی مراغه ای را یافتم و نوشته اش را با دقت یادداشت کردم. من غدکتر امین ریاحیفبه اقتضای جوانی می خواستم بگویم کتیبهٌ گور اوحدی سال ها پیش در دو جا چاپ شده است، استاد قلم برداشت و آنچه را مدیر کل دادگستری می خواند در تقویم خود یادداشت کرد و من دیدم اگر حرفی بزنم بی اطلاعی استاد را در حضور جمع بیان کرده ام، بنابراین حرفی نزدم، عصر آن روز استاد رو به من کرد و گفت: دیدم صبح خیلی بی تاب بودی که بگویی ادعای آن آقا در کشف مزار اوحدی مراغه ای تازگی ندارد و پیش از این در مجله ارمغان، سال نهم، شمارهٌ فروردین، 1307، صفحهٌ 9 و نیز در مقدمه جام جم، چاپ وحید، صفحهٌ 7 چاپ شده است، فرزند من، ماشین دولتی زیر پای این آقا است، با تشویقی که امروز من کردم، شوق و رغبتی در او ایجاد شد که بعدها هر جا برود نوشته ها را یادداشت کند و اگر صد مورد را به تصور اینکه کشف مهمی است ضبط کند، شاید یکی دو مورد جدید باشد و همین برای فرهنگ ما مغتنم خواهد بود و این درحالی بود که استاد این مطلب را بیست سال پیش خوانده بود ولی با صفحات دقیق منابع به یاد داشت.
شوخ طبعی، نکته سنجی و بدیهه گویی از دیگر خصوصیات مرحوم فروزانفر بود و این امر زائیدهٌ طبع ظریف، ذوق لطیف و نتیجه سال ها مطالعه و به اصطلاح دود چراغ خوردنش بود که با رعایت دقیقی از حال و مقام و مقال در میدان بذله گویی و اسکات معارضان از طریق طنز و مطایبه و افهام معاندان با تعریض و کنایه در مخاطبه شهرهٌ همگان شده بود، به طوری که هیچ کس از پس حاضرجوابی های فروزانفر برنیامده بود.
فروزانفر در سن سیزده ـ چهارده سالگی در قالب های قصیده، غزل، قطعه، مثنوی و… شعر سروده بود و حتی به زبان عربی هم قصایدی داشت که مایه شگفتی و حیرت بزرگان عصر بود ولی با این حال از اینکه به عنوان شاعر از او سخن بگویند یا در محافل ادبی به عنوان شاعر حاضر شود، یا شعری به مطبوعات عرضه کند پرهیزی عجیب داشت در حالی که وی را یکی از شاعران برجسته عصر خویش می دانند که به لحاظ کیفیت شعر از هیچ کدام از هم روزگاران خود کم نداشت. اما دریغا که عمر و زندگی این استاد عزیز بیش و کم یا در امور دولتی و یا در غم فقدان آنها و یا پشت میز ریاست دانشکده و ریاست کتابخانه سلطنتی سپری شد و همین امر مانع اصلی او در مسیر شاعری و تحقیقات بود.
از همهٌ اینها که بگذریم آنچه یادکردش ضروری می نماید، آخرین اثر والا و بی همانند مرحوم فروزانفر در شرح مثنوی شریف است که حاصل تمام عمر سرشار پربار یک محقق راستین و خلاصهٌ جمیع ذخایر یک ذهن کنجکاو ایران روزگار نو در بیشتر معارف اسلامی ایران در عرصهٌ تحقیق و عرفان به حساب می آید چنانکه به نظر برخی صاحبنظران اگر هزار شرح دیگر بر مثنوی نوشته شود هیچ یک طالب صاحب ذوق را از رجوع به این کتاب بی نیاز نمی دارد و عطش او را در این باب فرونمی نشاند، این شرح اثری است که فروزانفر دقایق فکری و لطایف تجربی گسترده و عمیق خود را درجای جای کلام به مناسبت گنجانیده است. اقوالی که او در تفسیر دقایق فلسفی مندرج در مثنوی آورده است، حاصل غور و تأمل شخصی او در معانی اقوال حکما است، مجرد نقل آراء و اقوال آنها نیست. ذهن منطق پرور او همه جا در ضمن این تفسیرها و تحلیل ها ژرف کاوی و نهان بینی خود را نشان می دهد.
شرح مثنوی شریف او نه فقط در فهم و حل نکات مبهم و دشوار مثنوی به خواننده اطلاعات سودمند و مفید می دهد بلکه به او شیوهٌ فکر کردن می آموزد و به انسان در فضای آفرینش مثنوی مجال حرکت و پرواز می دهد.
در روزگاری که بسیاری از امکانات کنونی در دسترسی به منابع در اختیار نبود و بسیاری از کتابها هنوز تصحیح و چاپ نشده بود و مرحوم فروزانفر ناگزیر بود که بسیاری از مطالب را از روی نسخ خطی بخواند و نقل کند، کارهایی انجام داده بود که سنگ بنای شرح عظیم مثنوی شریف بود. از آن جمله باید از کتاب مآخذ قصص و تمثیلات و کتاب احادیث مثنوی باید نام برد، در کتاب مآخذ قصص که شامل ارائه اکثر مآخذ حکایات و تمثیلات مثنوی می شد فروزانفر از حافظهٌ اعجاب انگیز و از اطلاعات وسیع بی همانند خود به نحو احسن و اکمل استفاده کرده است. احادیث مثنوی هم اکثر مبنی بر اسانید صحاح و مسانید بود، تعدادی از آنها نیز که در اصول و مسانید متداول یافت نمی شد از روایات خاص صوفیه اخذ شده بود و این نکته ای است که فروزانفر به دقت در آن باب بحث و فحص کرده بود.مرحوم فروزانفر در چند سال آخر عمر با حداکثر سرعت و دقت تنها توانست سه مجلد شرح مثنوی شریف را که شامل بخش عمدهٌ دفتر اول مثنوی بود به پایان برساند و افسوس که از عمرش چیزی باقی نمانده بود تا بتواند طرح کار بر وفق این تناسب را که روی هم رفته تقریباً بیست و چهار مجلد می شد به پایان برساند. وی در روز دوشنبه چهاردهم اردیبهشت سال 1349 هـ. ش در ایام رحلت حضرت رسول اکرم»ص« و امام حسن مجتبی»ع« در سن 68 سالگی درگذشت.
قرار بود آن مرحوم در مقبره ابوالفتوح رازی دفن شود اما به بهانه های مختلفی از جمله اینکه دیگر جای بکری در آن مقبره نمانده است ـ البته این امر از امور دیگری نشأت می گرفت ـ این موضوع مورد موافقت قرار نگرفت و جسد آن مرحوم را در اطاق شمال غربی صحن به خاک سپردند.
یادش به عنوان یکی از پیشروان و بنیانگذاران تحقیقات ایرانی جاودان و روحش شاد باد.
فهرست تفصیلی آثار آن زنده یاد به همْت استاد عنایت الله مجیدی منتشر شده است. براساس این فهرست به پیوست، شماری از کتابهای آن بدیع فروزانندهٌ میراث ایرانی و اسلام تقدیم شده است.

/ 0 نظر / 59 بازدید