تاملی بر فروش اینترنتی کتاب

● نویسنده: جواد - صبوحی  
 

این کتابفروش با پرستیژ، مشتی میوه، سبزی، تخم مرغ و خوراکی دیگر را توی سبد فروش کتابهایش ریخته و از اینکه سبزیها و میوه های آبدار و تخم مرغهای شکسته سبدها، کتابهایش را کثیف کنند، ککش نمی گزد. باورش سخت است، اما هر روز 60 هزارمشتری با همین وضعیت پاشنه در فروشگاهش را از جا در می آورند. این کتابفروش 45 ساله حتی «چرخ دستی خرید»مشتری را سریعتر و آسانتر به پای صندوق می برد. شاید برای همین است که سال گذشته 15/7 میلیارد دلار از همین فروشگاه درآمد داشته است.
شش هفت سال پیش بود که با وجود درآمد یک و نیم میلیارد دلاری اش، همچنان ضرر می داد؛ سالی یک میلیارد دلاری قرض می گرفت تا ورشکست نشود. هدف این میلیاردرکتابفروش این بود که فروشگاهش را به بزرگترین فروشگاه خرده فروشی لوازم الکترونیکی تبدیل کند. شعارش هم این بود: «تند بزرگ شو!».
«جزف بیزوس» این میلیاردر آمریکایی، کتابفروشی اش را از آجر و ملات نساخته است. « آمازون»؛ حالا دیگر مشهورترین فروشگاه اینترنتی است که غیر از کتاب محصولات دیگری مثل فیلم، موسیقی، نرم افزار، بازیهای رایانه ای، لوازم الکتریکی و مبلمان منزل و حتی میوه، سبزی، تخم مرغ هم می فروشد.
بعد از او مزایای بهره مندی از شیوه فروش اینترنتی کتاب و تجارت پرسود الکترونیک، بسیاری از شرکتهای متمکن و صاحب نام دیگر را نیز به سوی سرمایه گذاری در این سو سوق داده است؛ چنان که گوگل با جمع آوری 7 میلیون نسخه از کتابهای متنوع و عقد قراردادی 125 میلیون دلاری با ناشران و نویسندگان کتابهای متفاوت، فروش اینترنتی آنها را آغاز کرده تا کاربران با خرید هر نسخه بتوانند کتاب را به صورت آنلاین مطالعه کنند.

* بودن، یا نبودن
با اینکه هنوز کمتر کتابخوانی حاضراست لذت گشتن در کتابفروشی ها را با چیز دیگری عوض کند و کمتر کتابفروشی را می شود سراغ گرفت که نخواهد فرصت گپ وگفت با خریدار کتاب را از دست بدهد، اما دغدغه ها و دلمشغولی های جوامع مدرن، مجال و شتاب بیشتری را برای سرو کله زدن با مظاهر فناوریهای نوین می طلبد و از این رو خیلی ها ایستادن بی دردسر در پشت پیشخوان این گونه فروشگاه ها را ترجیح می دهند. فرصت همراه شدن با جاذبه های خرید و فروش اینترنتی کتاب، از منظری دیگر هم قابل توجیه است. دغدغه های زدن پی و سوار کردن تیرآهن و میلگرد و تهیه خشت و سنگ و... به کنار، بی رونقی بازار و چالشهای فروش و توزیع آن را هم باید به اما و اگرهای چرخه معیوب نشر افزود؛ حالا دیگر کتابفروشی در ایران رفته رفته از پیشه ای جذاب و سودآور به شغلی زیان ده بدل می شود؛ چنان که اگر تمام ایران را زیر و رو کنی، به زحمت بتوان بیش از 3 هزار کتابفروشی را پیدا کرد؛ این یعنی به ازای هر 23 هزار و 400 نفر ایرانی فقط یک کتابفروشی!
وزارت ارشاد می گوید در برخی از شهرستانهای ایران حتی یک کتابفروشی هم وجود ندارد و این شاید بهترین بهانه برای پاگرفتن نوزاد تازه از راه رسیده ای است که می خواهد پا جای پای کتابفروشی های فرتوت «شاه آباد»، «نادری»، «تیمچه حاجب الدوله» و حتی راسته مقابل دانشگاه تهران بگذارد.
با وجود آنکه گرایش به شیوه سنتی فروش کتاب نوعی عادت و ترس از تغییر رویه را در میان برخی فروشندگان سنتی ایجاد کرده است و موجب شده از شیوه فروش اینترنتی دوری کنند، با این حال عده ای می گویند 40 درصد ناشران به جرگه فروش اینترنتی وارد شده اند.
«مطلبی»؛ سردبیرکتاب کلیات ماه و مدیر اطلاع رسانی خانه کتاب، با نگاهی خوشبینانه به این موضوع معتقد است: در ایران 77 فروشگاه اینترنتی وجود دارد و حدود 27 ناشر نیز کتابهای برخی دیگر از ناشران را به فروش می رسانند. در مقابل این نگاه خوشبینانه برخی نیز معتقدند فروش اینترنتی کتاب در ایران نسبت به 10 سال پیش که با سر و صدای زیادی آغاز شد، امروز روند کند و رو به نزولی پیدا کرده است و این روزها دیگر از تب و تاب روزهای اولیه خبری نیست و صفحات این سایتها دیر به دیر به روز می شوند. مهرپرور مدیرمسؤول انتشارات «کتاب فرزانه» در همین خصوص می گوید: فروش کتاب به طریقه سنتی برای افرادی که سالهاست در حوزه فروش کتاب فعالیت می کنند، یک امر عادی شده و تغییر این رویه نیازمند زمان و فرهنگ سازی است. طی سالهای اخیر، پیشنهادهای بسیاری برای فروش اینترنتی کتاب از سوی مؤسسات مختلف به این انتشارات ارایه شد، اما به دلیل اینکه از سالیان گذشته تاکنون این مجموعه به شیوه سنتی کتابهای خود را به فروش رسانده است، تا به امروز این پیشنهادها را قبول نکرده است.

* مشکل تقاضای کتاب
شاید آمار پرطمطراق و بی سابقه 9 هزار ناشر ایرانی و درمقابل، شمارگان محدود کتابها بتواند ضرورت بهره مندی بیش از پیش از ظرفیت فروش اینترنتی کتاب و تجارت پرسود الکترونیک را مدنظر قرار دهد. چنانکه احمد نثاری، مدیر مؤسسه امیر کبیرمهمترین دلایل کم بودن شمارگان کتاب را نبود راهکارهای مناسب برای توزیع کتاب، برنامه ریزی نه چندان مناسب و ناهمخوانی حوزه نشر با نیازهای مردم می داند.
احمد نثاری متذکر می شود: «ناشران ایرانی مشکل تقاضای کتاب ندارند، چرا که در جامعه ما تقاضای گسترده ای برای کتاب وجود دارد. آنچه مهم است، دسترسی نداشتن مردم به کتاب است، ما با فقر دسترسی به کتاب مواجه هستیم.»
« مطلبی» راهکار رفع چنین مشکلی را درتوسعه فروش آنلاین کتاب می داند و می گوید: با شکل گیری این بستر فروش و توزیع کتاب از تمرکز در پایتخت و مراکز استانی خارج می شود و همه می توانند کتابهای مورد نیاز خود را به راحتی تهیه کنند.
با وجود اهمیتی که بسیاری از دست اندرکاران نشر برای توسعه فروش اینترنتی کتاب قایلند، این شیوه خرید و فروش هنوز نتوانسته است به رقیبی پرتوان برای شیوه سنتی تبدیل شود.
احد رضایی مدیرعامل انجمن فرهنگی ناشران بین المللی، توسعه این روش مبادله را متضمن ایجاد زیر ساختهای لازم برای آن می داند و اضافه می کند: ایجاد این زیر ساختها یعنی ماشینی کردن عملیات سنتی مبادله و فروش کتاب که در حال حاضر در حال انجام است. اگر این زیر ساختها انجام نگیرد، پاسخ مثبتی نخواهیم گرفت. فرهنگ سازی، زیر ساخت لازمی است که باید بیش از پیش به آن بها داد. متأسفانه در کشور قبل از اینکه مردم آماده انجام کاری باشند، طرحی ایجاد می شود و در موارد بسیار به شکست منجر می گردد.
مدیرعامل انتشارات «ویژه نشر» سیستم معیوب پستی در کشور را دلیل دیگر بی رونقی این شیوه می داند و خاطر نشان می کند: با وجود سیستم های مختلف پستی در کشور، هنوز این مهم با مشکلاتی مواجه است و معلوم نیست بسته پستی مورد نظر در زمان مقرر به دست خریدار می رسد یا نه. همین مساله نوعی بی اعتمادی را در خریدار ایجاد می کند. رضایی بانکها را دیگر عامل بی رونقی فروش اینترنتی کتاب می داند و اضافه می کند: متأسفانه هنوز استفاده از کارتهای اعتباری نهادینه نشده است و هنوز سیستم بانکی با مشکلاتی در خصوص آن مواجه است. هنوز بسیاری از مردم پس از پرداخت قبوض آب و برق خانگی خود با استفاده از سیستمهای خود پرداز، از درج عبارت «بدهی پیشین» در قبوض خود گله مندند. اگر این مشکل در فروش اینترنتی هم وجود داشته باشد، دیگر خریدار استقبالی از این سیستم نخواهد کرد.
به زعم مدیرعامل انجمن فرهنگی ناشران بین المللی «یارانه» کتاب نیزعامل گرایش مردم به شیوه سنتی خرید کتاب و بی رونقی شیوه اینترنتی است. به اعتقاد وی، هنوز در کشورمردم با پرداخت قیمت واقعی کتاب مشکل دارند. در صورتی که مثلا در انگلستان اگر قیمت کتابی ده پوند است، خریدار آن را پرداخت می کند اما پرداخت مبلغ همین کتاب که بهای آن در ایران 15 تا 16 هزارتومان تمام می شود، تقریبا برای یک دانشجو غیرممکن است و بنابر این ناگزیر است از کمکهای دولتی استفاده کند. نمایشگاه کتاب یکی از کمکهایی است که به این گونه افراد می شود. بسیاری از اقشار کتابخوان سعی می کنند نیازهای خود را از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران تهیه کنند. در این نمایشگاه دلار تقریبا 350 تومان است، اما این رقم دربخش آزاد با تخفیف 650 تا 700 تومان است. بنابراین، خریدار در انتظار می ماند تا کتابش را از نمایشگاه کتاب تهیه کند».
سیادتی، مدیر شبکه اینترنتی ناشران نیز مایل است رشته عوامل کندی توسعه فروش اینترنتی کتاب در ایران را به بی اعتمادی خریدارانی پیوند بزند که بسیاری از آنها معتقدند پس از واریز وجه درخواستی به حساب فروشگاه اینترنتی، کتاب مورد نظر با تاخیر بسیار برای آنها ارسال می شود. وی اضافه می کند: راه حل این عده استفاده از روش COD یا پرداخت هنگام دریافت کالاست؛ به این شکل که خریدار هنگام تحویل کالا وجه آن را پرداخت می کند. این روش ممکن است مساله بی اعتمادی خریدار را حل کند. این راه حل برای زمانی پیشنهاد می گردید که خبری از کارتهای بانکی در ایران نبود اما با وجود این کارتها و قرار دادن مولفه های امنیتی بر آن، انتظار می رود این سیستم جای خود را پس از مدتی باز کند.
این مساله دقیقا همان نکته ای است که مدیر اطلاع رسانی خانه کتاب نیز بر آن تاکید می کند. وی می گوید: زمانی فروش اینترنتی در تمامی عرصه ها به فعلیت خواهد رسید که از تمام امکانات خرید اینترنتی اعم از کارت و یا سپرده با اطمینان خاطر استفاده کنیم و خرید خود را انجام دهیم. هنوز بسیاری از کتابفروشان با بانکهای مختلف قرارداد ندارند. بنابراین، وقتی خریدار با مشاهده فرآیند پیچیده خرید کتاب مواجه می شود، احساس می کند نمی تواند از این سیستم استفاده کند. یکی از مسایلی که باعث می شود عرضه و توزیع کتاب به خوبی انجام گیرد، اطلاع رسانی و عرضه آن به شکلهای مختلف است؛ ماهنوز فرهنگ استفاده از بسترهای الکترونیکی را در جامعه به شکل گسترده ایجاد نکرده ایم. ساماندهی کتابفروشی ها بحثی جداگانه از ساماندهی فروشگاه های سنتی نیست. تنها چون بستر تغییر می کند، باید این بستر را برای محیط آنلاین مهیا کرد.

* غول اینترنتی فروش کتاب؛ فرصت یا تهدید
بهمن ماه سال گذشته از اجرای طرح کتابفروشی اینترنتی در کشور خبر دادند و ایجاد این فروشگاه را یک ضرورت برای ناشران کشور دانستند. این طرح از سوی شرکت «وب گستر هوشیار» پیشنهاد و مورد تائید معاونت فرهنگی وزارت ارشاد قرار گرفته است.
مدیران عالی ترین وزارت متولی فرهنگ کشور معتقدند مهمترین مزیت طرح این است که با اجرای آن پایگاه اینترنتی فروش کتاب در سراسر کشور و برای همه ناشران فراهم می شود و با توجه به دامنه مصرف اینترنت و کاربران در حال رشد آن در کشور، زمینه برای افزایش مصرف کنندگان کتاب هم بسیار فراهم است. این وزارتخانه تمامی ناشران را موظف دانسته است تا پای در این سیستم بگذارند.
این طرح یکی دیگر از راهکارهای اجرای سیاست های اصل 44 قانون اساسی است که به صورت کامل توسط بخش خصوصی و البته با نظارت دولتی (معاونت فرهنگی وزارت ارشاد) اجرا می شود و هزینه های اندکی هم دارد که توسط ناشران کشور پرداخت می شود.

* فروش اینترنتی نظارت بردار نیست
خبر شکل گیری کتابفروشی اینترنتی باز هم گمان و شبهه کهنه دولتی شدن سیستم فروش و عرضه کتاب را در ذهنها جای می اندازد. عده ای معتقدند: دولت به بهانه نظارت بر شیوه توزیع، تسکین آلام دیرین بازار نشر و خلاصه بیم سؤ استفاده های احتمالی از این چرخه، نبض فروش کتابفروشی های آنلاین را در دست خواهد گرفت اما آیا می توان نظارت و کنترل دولت در این چرخه را باور داشت؟
مدیرعامل انجمن فرهنگی ناشران بین المللی به این پرسش پاسخی منفی می دهد و می گوید: نمی توان دولت توقع ساماندهی این مساله را داشت. به هر حال، شیوه ای از داد و ستد انجام می شود و امکان نظارت دولت بر تمامی وجوه این مسایل میسر نیست. این مساله متأثر از عرضه و تقاضاست، درست همان گونه که بانک مرکزی نمی تواند تمامی بانکها را کنترل کند. واقعاً چه سازمانی را می توان سراغ گرفت که هزاران شرکتی که قصد انجام فروش اینترنتی دارند را کنترل کند اما در عین حال باید حقوق شهروندی نیز به گونه ای محترم نگاه داشته شود. با تاسیس مجامع و دادگاههایی که بتواند از حقوق شهروندی دفاع کنند، این مشکلات به حداقل می رسد. احد رضایی اضافه می کند: در حال حاضرنیز خدمات برخی از شرکتهای ارائه دهنده خدمات اینترنتی به صفر می رسد، در این صورت کاربران اینترنتی باید به کدام مرجع شکایت کنند!

* شاید ده سال دیگر!
هیچ کس به درستی نمی داند شاید اگر 14 سال پیش، والدین بیزوس هم از ایده او حمایت نمی کردند و تمامی 300 هزاردلاری را که برای بازنشستگی شان پس انداز کرده بودند به دست پسرشان نمی سپردند، حالا دیگر او به درآمد 15/7 میلیارد دلاری اش هم نمی رسید و عنوان سی امین مرد ثروتمند جهان را هم با خود یدک نمی کشید. حالا دیگر نه از آمازون خبری بود و نه از تأثیر آن بر بورس نیویورک و بازار جهانی و...
راستی درآمد ده سال دیگر آمازون چقدر است و ما در چرخه آنچه بیزاس آفرید، چه بهره ای برده ایم؟

 

 
 

/ 1 نظر / 12 بازدید
امین اصفهانی زاده

خیلی خیلی جالب بود